السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

589

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

دلالت دارد - به فرض ثابت‌شدنش - از آن‌جا كه سه خليفه و تعدادى از يارانشان در آن ستايش شده و در آن اميرالمؤمنين عليه السلام ذكر نگرديده است . امّا « ابوقلابة » كه مدار دو حديث ابن‌ماجه و طريق دوم نزد ترمذى است ، او هم نكوهش شده و روايتش پذيرفته نشده است كه به زودى مىآيد . و امّا « خالد الحذاء » - كه از رجال ابن‌ماجه در هر دو نقل او و نقل دوم ترمذى است كسى است كه بزرگان قوم او را مورد طعن و عيب‌جويى قرار داده‌اند ؛ مانند : شعبةبن‌حجّاج و ابن‌علّية و حمّادبن‌زيد و سليمان تيمى و ابوحاتم و عقيلى نويسنده‌ى « الضعفاء » . . . كه بر خوانندگان كتاب‌هاى قوم پوشيده نمىماند و بعضى از آن‌ها را پس از اين خواهيد شنيد . ان‌شاء اللَّه تعالى . و امّا درباره‌ى « عبدالوهّاب‌بن عبدالمجيد » - كه ثقفى است و در نقل دوم ترمذى و نقل اوّل ابن‌ماجه قرار دارد - ابن‌حجر عسقلانى گويد : « ابن مهدى او را از كسانى شمرده است كه از كتاب‌هاى مردم حديث مىگفت و آن را آن‌گونه كه بايد حفظ نمىكرد . » گويد : « دورى به نقل از ابن‌معين گفت : در پايانش ديوانه شد و عقبةبن مكرم گفت : سه يا چهار سال پيش از مرگش عقلش را از دست داد . » و درباره‌اش گفته‌اند : عمروبن على گفت : آشفته شد به طورى كه عقل نداشت و از او شنيدم در حالىكه عقلش را از دست داده بود و مىگفت : ما را حديث كرد محمّدبن عبدالرّحمان‌بن ثوبان ، با آشفتگى شديد . » « 1 » و سبطابن‌عجمى حلبى گويد : « درباره عبدالوهاب‌بن عبدالمجيد بن‌صلت ، عقبةبن‌مكرم گويد : سه يا چهار سال پيش از مرگش عقل را از دست داد ، ابوداوود گفت : تغيّر يافت و عقيلى درباره‌اش گويد : در پايان عمرش عوض شد و ابن‌صلاح نيز او را در ميان آنان ياد كرده است . » « 2 » و امّا « محمّدبن‌بشار » - حديث را از عبدالوهّاب كه ترمذى در نقل دومش آورده روايت كرده است و به زودى نكوهش درباره او خواهد آمد . ان‌شاءاللَّه‌تعالى . و امّا نكوهش درباره سفيان ثورى - كه راوى آن از « خالد » در نقل دوم به

--> ( 1 ) . تهذيب‌التّهذيب 6 / 397 . ( 2 ) . الاغتباط به من رمى بالاختلاط .